شهید گودرز مالکی
🌹وصیت نامه شهید جاویدالاثر گودرز مالکی🌹
أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتۡرَكُوٓاْ أَن يَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا وَهُمۡ لَا يُفۡتَنُونَ
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند.
با سلام و درود به امام زمان و نائب بر حقش امام خمینی و با درود به امت شهیدپرور ایران به عنوان وصیت چند سخن با شما دارم که عرض می کنم.
قبل از نوشتن این وصیت فکر کردم چه بنویسم از تقسیم مال و دارایی بگویم که الحمدلله چیزی ندارم که تقسیم کنم، مگر یک پاسدار به جز خون چیزی دارد که آن را هم به صاحبش تسلیم می کنم و اگر بخواهم دیگران را نصیحت کنم مگر یک برادر کوچکتر چه چیزی در مقابل شما مردم شهیدپرور دارد که بگوید.
در این جا چند سخن با مادرم دارم که وصیت می کنم
سلام بر زینب زمانم، گل سرخ زندگیم، بزرگ فداکارم و سلام بر کسی که رنج های زندگی را تحمل کرد و لب به سخن نگشود و بالاخره سلام به مادر همیشه خوبم کسی که قلبم برای او می تپد. مادر هنوز آن تبسم های شیرینت، آن پند های حکمت آمیزت، آن فداکاری هایت از پرده گوش و چشمم کنار نرفته که دست تقدیرمان مارا از هم جدا ساخت، آخر مگر می شود این کافران بعثی بر مسلمانان چیره شوند؟ هرگز.
پدرم من رفتم ولی تسکین دهنده خانواده تویی، وقتی خبر هجرتم را به تو دادند و جنازه ام را دیدی فقط با بوسه ای وداع کن، امیدوارم اشک تو اشک شوق باشد نه اشک غم.
فقط به خواهرم و برادران عزیزم چنین می نویسم که راه اسلام را طی کنند که انشالله این چنین می کنند برای اینکه اسم دین سعادت بخش جهان است شاید این آخرین سخن من بر روی کاغذ باشد و دیگر دنیا را با آن همه شکوه و عظمت خدا دادی و یا ریا، غرور و دروغ شیطانی نبینم.
ای مادر خوبم خوشحال باش که شش پسر داری یعنی میتوانی حداقل شش قربانی در راه خدا داشته باشی. در این جا سخنم را به پایان می رسانم
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار